سلام
این بار اومدم چندتا سوال که پیش اومده رو جواب بدم !!!
خوب بعضی که متن ها رو خواندن گفتن که شکوفه ای سیب کیه ؟ چرا اینقدر بی
وفاست؟
چرا اذیتت کرده ؟ کی اومده کی رفته ؟؟؟؟ و کلی سوال دیگه ....
خوب شکوفه ای سیب عشق کسی نیست خود عشقه ،خود بودن خود منه اصلا چرا
همیشه باید کسی پشت حرفا و احساساتمون باشه بعدم اصلا بی وفا نیست چون
اصل بودنه که هست کیفیت بودن مهم نیست خود بودن مهم ...
اومدن و رفتن مهم نیست اینکه این موج احساسی زنده است مهم من نمی دونم چرا
ما خودمون رو ذهنمون رو محدود می کنیم یعنی تمام علایق و احساسات همین
احساس های کودکانه این روزهاست که بوی فریبش زودتر از عشقش به مشام می
رسه ...
چرا جلوی پرواز ذهن هاتون رو می گیرین می شه تمام دنیا رو دید و عاشق تمام دنیا
بود می شه واسه کسی که نیومده جشن گرفت چون روزی میاد می شه از رفتن کسی
شاد شود چون با روی دیگه ای از عشق اشنا شدی پس همه چیز زیباست چرا همیشه
روی زشت قضیه رو می بینید تمام جریان های دنیا دوتا صورت داره زشت و زیبا...؟
اصلا کی می دونه زشت چیه زیبا چیه ؟ کی می دونه کدوم بهتره ذهن ما تا زمانی که
درگیر این مطالب بی اهمیته اوج رو نمی بینه و درک نمی کنه همیشه تو پایین ترین
قسمت زندگی می مونه و ناله می کنه ...
بیاین دور تر از ظاهر های زندگی رو ببینیم بیاین به عشق با تمام صورت هاش لبخند
بزنیم ...
واااااییی چقدر سخنرانی کردم ولی جون من بیاین یه روز با لبخند به دنیا نگاه کنین و
هر اتفاقی که افتاد رو خوب ببینیم و بگیم خدا جون مرسی بعد بیاین اینجا و بگین چه
حسی داشتین ...
بیاین یه روز بدونه خجالت به همه بگین دوستون دارم ببینین چه حالی می ده ...
پس من اول می گم دوستون دارم ...
پ.ن
امیدوارم شفاف سازی کرده باشم
اگرم هنوز شفاف نیست دیگه کاری ازم بر نمی یاد اگه سوال دارین بپرسین من
همیشه به تمام سوالا جواب می دم ...
دلم نیومد یه شعر ننویسم پست بدونه شعر مزه نمی ده :
... گفتا به سر چه داری کز سر خبر نداری گفتم بر استانت دارم سر گدایی
... گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوست کز بر اید
گفتم که نوش لعلت ما را به ارزو کشت گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور اید
همیشه بند ه ات می مونم حتی اگه بگی برو ...
...دوست دارمممممم خدا جون ...