اغازه بعد تو ...
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٩  

سلام

بعد این همه نبودن ادم با سلام بود می شه و این سلام چه جادوی داره 

نمی دونم این مدت کجا بودم نمی دونم چه می کردم فقط می دونم یه روز با بهترین دوستی که دیگه ندارمش اومدیم این جا رو ساختیم واسه کسی که هنوز نیومده بود قرار بود با هم بنویسیم ولی من نوشتم اینجا قبل تو را با خودم و شمایی که اینجا سر می زدین تقسیم کردم ولی  تو رو بودن تو رو با کسی تقسیم نکردم ...

تو اومد مهمونه دلم شود و این مدت بودنش من ساکت بودم حالا رفته سفر  رفته دنبال سیاره اش و گلش ...

شازده کوچولویه من رفته سفر  بخش جدیدی واسه من باز شده  بخش بعد تو ...

حالا برگشتم اینجا که حالا از بعد تو بنویسم  روزی که اسم اینجا رو انتخاب کردیم نمی دونستم این می شه و منم دچار قبل تو و بعد تو می شم من فقط به بودن فکر می کردم ...

تو سینه ام قلبم داره یخ می زنه و تو سرم کوره روشن و دستام بی ارده می نویسه خودم و به روزمرگی سپرده ام تا فکرم جمع شه  الان فقط یه سلام کردم تا ذهنم جمع شه و بفهمم چی شده ...

خوشحالم که اومدم اینجا با حرفام  و دوباره بودنم رو بنویسم

دوستون دارم عسل قلب

 



 
کابوس شبانه
ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸۸  

سلام

می دونم چند وقتی نبودم و دلتون برام تنگ شده و کلی گریه زاری کردین چشمک 

خوب من اومدم و خوش اومدم ولی اصلا اوضاعم خوب نیست الان یه مدتی هست که

شبها کابوس می بینم و خیلی بده و بدتر اینکه هر شب ادامه داره مثل فیلم سینمایی و

سریال ادامه داره و این باعث شده نخوام از ترسم بخوابم نمی دونم چه کنم شبا شام

نخوردم دیدم فایده نداره تازه ترسناکتره و خوردم بازم فرقی نکرد دعا خوندم و کلی کار

دیگه بازم خوابا تکرار می شه من چه کنم اخه یکی نیست بگه خودش با من چیکار

داری این همه ادم عاشق فیلم ترسناک چرا من ؟

اگه راهی به نظرتون می رسه کمک کنین ...

و حالا این شعر رو تقدیم می کنم به همه ای شما  این شعر خودمه مثل چندتای دیگه

که قبلا گذاشتم تو وبلاگ نظر بدین که اگه خوبه دوباره شروع کنم به نوشتن اخه خیلی

وقته تعطیل کردم :

و گواهی دادم که تو هستی

هستی که من اینگونه بی تابم

بی تابم تا تورا ببینم

ببینم که تو نیز بی تابی

بی تاب چششمانی که همیشه از نبودنت خیس بوده

خیس از تمام ندیده ها

ندیده های تمام بوده ها

بوده های تمام دلیل ها

دلیل تمام عاشقانه هایم

عاشقانه های بی پاسخم

اری

بی پاسخ مهری که گواهی دهد

گواهی دهد که تو هستی

هستی و من حس ات می کنم ای به تمامی نبوده

حسی گرم از ترسی ناشناخته...

چطور بود؟؟؟؟؟؟؟قلب

 



 
شفاف سازی
ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸۸  

 

سلام

این بار اومدم چندتا سوال که پیش اومده رو جواب بدم !!!

خوب بعضی که متن ها رو خواندن گفتن که شکوفه ای سیب کیه ؟ چرا اینقدر بی

وفاست؟

چرا اذیتت کرده ؟ کی اومده کی رفته ؟؟؟؟ و کلی سوال دیگه ....

خوب شکوفه ای سیب عشق کسی نیست خود عشقه ،خود بودن خود منه اصلا چرا

همیشه باید کسی پشت حرفا و احساساتمون باشه بعدم اصلا بی وفا نیست چون

اصل بودنه که هست کیفیت بودن مهم نیست خود بودن مهم ...

اومدن و رفتن مهم نیست اینکه این موج احساسی زنده است مهم من نمی دونم چرا

ما خودمون رو ذهنمون رو محدود می کنیم یعنی تمام علایق و احساسات همین

احساس های کودکانه این روزهاست که بوی فریبش زودتر از عشقش به مشام می

رسه ...

چرا جلوی پرواز ذهن هاتون رو می گیرین می شه تمام دنیا رو  دید و عاشق تمام دنیا

بود می شه واسه کسی که نیومده جشن گرفت چون روزی میاد می شه از رفتن کسی

شاد شود چون با روی دیگه ای از عشق اشنا شدی پس همه چیز زیباست چرا همیشه

روی زشت قضیه رو می بینید تمام جریان های دنیا دوتا صورت داره زشت و زیبا...؟

اصلا کی می دونه زشت چیه زیبا چیه ؟ کی می دونه کدوم بهتره  ذهن ما تا زمانی که

درگیر این مطالب بی اهمیته اوج رو نمی بینه و درک نمی کنه همیشه تو پایین ترین

قسمت زندگی می مونه و ناله می کنه ...

بیاین دور تر از ظاهر های زندگی رو ببینیم  بیاین به عشق با تمام صورت هاش لبخند

بزنیم ...

واااااییی  چقدر سخنرانی کردم ولی جون من بیاین یه روز با لبخند به دنیا نگاه کنین و

هر اتفاقی که افتاد رو خوب ببینیم و بگیم خدا جون مرسی بعد بیاین اینجا و بگین چه

حسی داشتین ...

بیاین یه روز بدونه خجالت به همه بگین دوستون دارم ببینین چه حالی می ده ...

پس من اول می گم دوستون دارم  ...

قلب   

پ.ن

امیدوارم شفاف سازی کرده باشم چشمک  

اگرم هنوز شفاف نیست دیگه کاری ازم بر نمی یاد  اگه سوال دارین بپرسین  من

همیشه به تمام سوالا جواب می دم  ...

دلم نیومد یه شعر ننویسم  پست بدونه شعر مزه نمی ده :

... گفتا به سر چه داری کز سر خبر نداری        گفتم بر استانت دارم سر گدایی

... گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد          گفتا اگر بدانی هم اوست کز بر اید

    گفتم که نوش لعلت ما را به ارزو کشت      گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور اید

همیشه بند ه ات می مونم حتی اگه بگی برو ...

   ...دوست دارمممممم  خدا جون ...

 



 
این بار می خوام فرق کنم ولی نمی شه ...
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸۸  

سلام

می خواستم چند تا از مطالب قدیم رو حذف کنم  چون گاهی خیلی کودکان نوشتم

اخه وقتی می نویسم اخلاق بدی دارم نمی خونمش و ثبتش می کنم واسه همین

بعضی چیزا خیلی بد می شه مثل حرفای که نباید گفته شه یا غلط دیکته های که دیده

می شه ولی دلم نیومد گفتم بی خیال اینجا با بدیاش و خوبیاش حرفای دل دیگه حرف

دلم گاهی کج و کوله می شه چشمک

 خوب مرداد بود ماه تولد من و فوت عزیزترین شاعر زندگیم  پس حالا که یاد من کردیم

یاد اونم باشیم پس همه با هم یه فاتحه بفرستیم ... مژه 

اینم یه شعر از این بزرگ مرد:

کاج در پنجره تقسیم بر چار

لق لق پنکه ضریب دو هزار

خانه با یاد تو به پاست هنوز

غفلت از عشق همانا و همانا اوار...

 

 

از عشق تو هر لحظه و به هر چیز  غفلت نکنین  چون اوار سیاهی و خستگی

می شکنتتون  دوستون دارم ...

 

ببخشید این همه حرف زدم از این شاعر اسمش یادم رفت بگم حافظه است دیگه

حسین پناهی روحش شاد ...

 

قلب 

 



 
معنا می کنم
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ امرداد ،۱۳۸۸  

 

    با تو دل را غرق رویا می کنم

  مثل ساحل خو   به دریا می کنم

  با خیالت یا حضورت یا غمت

 عشق را اینگونه معنا می کنم

 

سلام ممنون کلی مرسی از ابراز احساساتتون خیلی خوشحال شدم

خیلی خیلی ممنون از اینکه اینجام و شما دوست جونای جون جونی رو می شناسم

خوشحالم...

شما خود معنای کنار هم بودن هستین حتی با ١٠٠ فرسنگ فاصله .

                            دوستتون داررررررررررررررررررررررررررم.

قلب



 
تولدت مبارک عسل
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ امرداد ،۱۳۸۸  

 

سلام به روی ماهت عسل مژه 

من امروز تولدمه خیلی بزرگ شدم نه؟

ولی خودم که حس می کنم هنوز همون دختر ١۵ ساله ام که وقتی اسمت میومد

لپاش گل می نداخت درست دیگه با اسمت  اتفاقی واسه لپام نمی افته ولی هنوز

وقتی به عشق فکر می کنم داغ می شم ...

هنوزم فکر می کنم که می شه اره می شه باز عاشق شد و کسی بیاد که به تو و

عشق احترام بزاره ولی نه انگار همه دیگه هیچی از احساس نمی دونه...

همه خانواده و بعضی دوستان باحال دیشب تبریک گفتن اخه همه می دونن روز

تولد واسه من مقدسه و هرکی که من و دوست داره اگه یادش بره روز تولدم هیچ وقت

نمی بخشمش واسه همین همه دویدن تبریک گفتننیشخند 

منم  خندیدم  و تشکر کردم ولی اما کسی که باید می گفت یادش رفت این خیلی بد

بود  من داشتم یه شکوفه سیب جای شکوفه سیب خودم پرورش می دادم ولی همش

حرف بود.

حالام چیزی نشده  امیدوارم دوستای خوبی واسه هم باشیم درسته جای شکوفه های

زندگی نمی تونیم واسه هم باشیم ولی دوستای خوبی می تونیم باشیم همین کافیه

خوب شکوفه ای انار بدجنس خودم پیام تبریکت رسید مرسی

اینارو اینجا گفتم چون حرفای دلم بود راستی تو تقویمم تو روز تولدم یعنی ۵/۵/٨٨

نوشته شده که خدا به من چشم دوخته پس من هم نا امیدش نمی کنم

خدا جونم مرسی امیدوارم نا امیدت نکرده باشم مرسی واسه تمام لحظه های

عاشقی  به حرمت عشقی که معنیه زندگیمه ازت واسه همه ای لحظه های زندگیم  ممنونم ...

سبز باشین  همه دست دست تولد عسله  تشویق   تشویق تشویق قلب



 
دوباره من
ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸۸  

 

سلام من بعد یه مدتی نبودن اومدم یعنی بودم ولی دست و دلم به نوشتن نمی رفت

احساس فریب خوردن داشتم احساس از دست دادن و کلی احساس دیگه مرسی از

حمایتتون تو این مدت که کلی نظر دادین البته تا ٧ تیر اینجا رفت و اومد بوده بعدش  

همه رفتن سفر چشمک  امیدوارم سفر خوش گذشته باشه نیشخند

راستی در مورد نوشته قبلی سوال پیش اومده بوده اول تهران زیباست چون شهر منه

چون ادما جای که توش به دنیا اومدن دوست دارن حتی اگه زندان باشه  دوم این ادمای

که با گلوله های مشقی جنگی همشهریاشون رو به زمین دوختن  مال این شهر و این

کشور بودن ولی چیزی رو به پول فروختن که جواب دادنش روزی خیلی سخته خیلی...

خوشحال باشین که زنده اید ، چون فرصت دارین که عشق بورزین ، کار کنین و     

ستاره ها رو از پایین ببینید.

از فرصتی که دارین خوب استفاده کنین چون ممکنه دیگه نباشه ؟؟؟

قلب



 
شهرم
ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ تیر ،۱۳۸۸  

 

دیوارهای سیاه بی سایه

چکمه های سیاه بی نرمش پر خواهش

گلوله های مشقی جنگی

فریادهای جنگی مشقی

خنده های بی صدای زجراور

گریه های پر صدای پرنیرنگ

لبخندهای یخی گرمابخش

ابروان گره خورده ای پر لبخند

این چنین است شهر زیبایم

                                             تهران...

قلب

پ:ن

راستی از تمام دوستانی که لطف می کنن و نظر می دن ممنون ولی لطف کنین اسم

وبلاگ یا ایمیلتون رو بنویسین که من بتونم ابراز احساساتتون رو جواب بدم  و شرمنده

نشم و یه خواهش دیگه اسم وبلاگتون رو با دقت بیشتری بنویسین چوب من میام گم

می شم ادرس درست نیست ممنون بازم ... دوستون دارمخجالتقلب